برچسب ها - داستان کوتاه
داستان کوتاه
شب زیباست. وقتی ماه و هزاران هزار ستاره‌ی درخشان در پهنه‌ی بی‌انتهای آسمان و قاب چشمانمان نقش می‌بندد و یادمان می‌اندازد خدایی وجود دارد، زیباتر هم می‌شود.
کد خبر: ۸۱۸۹۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۲/۰۸

داستان کوتاه/ اختصاصی یکتا
 دختر پرسید شغل شاهزاده چیست؟ او پاسخ داد پسر پادشاه نیازی به کار کردن ندارد. دختر گفت اما او باید کاری بیاموزد و این شرط من برای ازدواج با اوست.
کد خبر: ۸۱۴۰۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۲/۰۵

داستان کوتاه/ اختصاصی یکتا؛
اسقف روی صندلی نشست و به جزیره خیره شد. سرانجام جزیره را نیز نتوانست ببیند و تنها چیزی که دیده می شد دریا بود که زیر نور مهتاب موج میزد.
کد خبر: ۸۰۷۸۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۱/۳۰

داستان کوتاه/ اختصاصی یکتا
: ویکتور عزیز، می دانم که با دیدن این نامه متحیر می شوی، اما مطمئن باش این نامه را از آن دنیا برایت نفرستاده ام.
کد خبر: ۸۰۴۹۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۱/۲۸

داستان کوتاه/ اختصاصی یکتا
چند داستان با ترجمه دکتر خسرو رستمی نویسنده،پژوهشگر،مدرس دانشکده خبر و سایر مراکز آموزش عالی در اختیار بخش فرهنگی گذاشته شده که به نوبت تقدیم خواهد شد
کد خبر: ۸۰۱۹۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۱/۲۵

یکی بود یکی نبود، چهار شمع به آهستگی می‌سوختند و در محیط آرامی صدای صحبت آن‌ها به گوش می‌رسید:
کد خبر: ۷۳۹۹۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۰۴

ساعت ده صبح دکتر به همراه مأمور آشپزخانه وارد اتاق بیماران می‌شود. ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می‌گوید: «به این چلوکباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، به او سوپ بدهید، به این شیر بدهید، به او کته بی‌نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان و کباب. »
کد خبر: ۷۳۹۹۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۰۹

چوپانی گله را به صحرا برد و به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت.
کد خبر: ۷۳۹۹۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۲۲

مردی به آرایشگاه رفت تا آرایشگر موهایش را کوتاه کند. آرایشگر که مشغول کار شد طبق عادت همیشگی با مشتری شروع به صحبت کرد. درباره موضوعات گوناگونی صحبت کردند تا موضوع گفتگو به خدا رسید.
کد خبر: ۷۳۹۹۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۱۱

مرد آهنگری سکته مغزی کرده بود و به واسطه آن بخش سمت راست بدنش فلج شده بود. او چون خانه نشین شده بود.
کد خبر: ۷۳۹۹۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۱۲

پيرمردي تنها در يکی از روستاهای آمريکا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش را شخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود. تنها پسرش بود که مي توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود .
کد خبر: ۷۳۹۸۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۱۴

شبی آقامحمدخان قاجار نتوانست از زوزه شغالان بخوابد. صبح که از خواب برخاست مشاورانش را فراخواند و از آنها کیفری بایسته را برای شغالان طلب کرد.
کد خبر: ۷۳۹۸۸   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۱۳

يه روز يه استاد فلسفه مياد سر کلاس و به دانشجوهاش ميگه: «امروز ميخوام ازتون امتحان بگيرم ببينم درسهايي رو که تا حالا بهتون دادمو خوب ياد گرفتين يا نه...!»
کد خبر: ۷۳۹۸۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۰۸

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند.
کد خبر: ۷۳۹۸۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۰۴

چند وقت پیش تصویری از مقبره عمادالکُتّاب منتشر شد که نشان می‌داد مزار این آخرین استاد بزرگ خوشنویسی در امامزاده عبدالله شهرری در میان خاک و نخاله است.
کد خبر: ۷۲۴۹۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۱/۲۱

- وسط دانشگاه یک کیوسک بود که ‌می‌چرخید. معمولن یا آن‌جا بود یا کمی اینورتر. چاى می‌داد و آش. کم کم جایش ثابت شد.
کد خبر: ۷۲۴۶۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۰۵

سالهاست کتاب میخونم، اما همیشه تموم کردن یک کتاب برای من بیشتر شبیه رویای صادقه بود، انقدر انجام این کار برام سخت بوده که دیگه به دنبال تموم کردن یک کتاب نبودم و سعی کردم هر چیزی که در یک کتاب برام جذابیت داره رو دنبال کنم و قید این رویا، تمام کردن کتاب رو بزنم.
کد خبر: ۷۲۴۶۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۱/۲۱

این عکس را برای دل خودم گرفتم. نمی‌خواستم تصویر زیبایی ثبت‌کنم. کارت پستال نمی‌خواستم. فکر‌کردم آن مرد من هستم.
کد خبر: ۷۲۴۶۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۱/۲۲

اختصاصی یکتاپرس؛
میدونی چیه اسب؟ شبیه زندگیه، ازش بترسی، باختی! شک کنی،افتادی! پس پاتو که میذاری روی رکاب حواست باشه. بفهمه بهش اعتماد نداری دیگه باهات راه نمیاد.
کد خبر: ۶۸۹۱۸   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۰/۲۱

هفته‌نامه‌ی دوچرخه > فاطمه عباسی: خورشید در حال طلوع است و شهر قرون وسطایی ماردین، از شهرهای باستانی جنوب شرق ترکیه، مثل هرروز در انتظار گله‌ای از الاغ های کرم‌رنگ به‌سر می‌برد. کار روزانه‌ی این الاغ‌ها، جمع‌آوری زباله‌هاست.
کد خبر: ۶۴۰۲۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۱۵