شعر امروز را شعری معلق و سرگردان می بینم | یکتاپرس
اختصاصی یکتاپرس؛
جهان امروز جهان عینیت و قابل لمس هست. دیگر دوران شعرهای انتراعی و ذهنی که گویی ابیات به شاعر الهام می شده گذشته است
کد خبر: ۴۳۴۰۷
۱۶:۱۴ - ۲۴ تير ۱۴۰۰

شعر امروز

گروه فرهنگ و هنر یکتاپرس؛ فرسا عمران، دیپلم تجربی کارشناسی جغرافیا، حدود 15سالی ست که شعر می گوید.  اولین تجربه ی هنری خود را با چاپ کتاب مردی که سایه اش قاب شده در سال ۸۹ با نشر شلفین شروع کرد. این مجموعه چاپ دوم را هم در شناسنامه خود دارد . بعد مجموعه ی دریا در استکان من است را در نشر هزاره‌ی ققنوس  به چاپ رساند. مجموعه بعدی پرندگان سربه هوا توسط نشر فصل پنجم بودکه به چاپ سوم رسید و آخرین مجموعه ی شعری که از عمران در دسترس داریم، مجموعه روزهای روی میز است که آن هم در نشرفصل پنجم به چاپ رسیده است. فرسا عمران حدود سه سال هم دبیری جلسه شعر شهر ساری بر عهده داشت.

در اینجا گفتگوی آرزو کاظمی " خبرنگار افتخاری یکتاپرس" را با این شاعر جوان می خوانیم:

شعر امروز را چطور ارزیابی می کنید؟

شعر امروز را شعری معلق و سرگردان می بینم. طوری که نمی داند قرار است روی بوم چه کسی آزاد و بی پروا بنشیند. چنان که هر تصویری در شعر ایجاد می کنید واهمه ی این هست که کسی در جایی آن را به شکل دیگری با همان ساختار و معنا فقط با پس و پیش کردن سطرها در شعر خودش استفاده کند و شما هیچ اعتراضی هم نمی توانید بکنید.  در واقع کپی برداری از روی دست همدیگر بسیار زیاد شده و عده ای از شاعران جوان به کارخانه‌ی شعرسازی تبدیل شده اند که بیشتر برای دیده شدن و چاپ کتابهای متعدد دست به سرودن شعر می‌زنند.بنابراین شعر جوان امروز را بیشتر شعری معلق و سرگردان می بینم.

به نظر شما فضای مجازی در این راستا کمک کننده است  يا تخریب گر؟

فضای مجازی تا حدود زیادی کمک کننده است چرا که هر کسی رسانه ای شخصی دارد و می تواند در آنجا خودش را و محصولات هنری اش را مورد دید و قضاوت دیگران قرار دهد و نیازی نیست که برای دیده شدن کیلومترها تا شهر دیگری برود تا شعری بخواند و دیگران با آثارش آشنا شوند.

می تواند در خانه اش بنشیند و آنسوی مرزها هم در جریان کارهای هنری اش قرار بگیرند و اما دقیقا همین  موضوع لبه ی تیز و برنده‌ی دیگری هم دارد و دقیقا همین مطلبی که عرض کردم می تواند جنبه ی منفی این موضوع هم باشد که فردی در خانه اش می نشیند رسانه ی شخصی هم دارد و شاید بتواند با درست کردن حاشیه یا کلیپ های عامه پسند انبوه مخاطبین را به خودش جلب کند اما کارش ارزش هنری نداشته باشد و باعث شود که شاعران نوپا به تصور اینکه اینها شعر امروز است گرایش به گفتن و تقلید از این دست شعرها پیدا کنند و به بیراهه بروند

شعر زنانه چیست؟ و چه ویژگیهایی دارد؟

شعر زنانه در واقع خارج شدن از کلمات و عبارات سلطه گرایانه ادبیات کلاسیک است که سالهای سال چه از لحاظ موضوع و چه مضمون بر ما تسلط داشته است وقتی فروغ می گوید

گوشواری به دو گوشم می آویزم

از دو گیلاس سرخ همزاد

وبه ناخن هایم برگ گل کوکب می چسبانم.

نشان از تغییر وضعیت و  شجاعت و شناخت تمامی ظرفیت های زبانی و رسیدن به مضمون عاشقانه با نگاه کاملا زنانه و احساس و عواطف زنانه است. چیزی که قبل تر یا نبود و یا اگر جسته گریخته در شعر زنان دیده می شد کاملا در لفافه و نامحسوس بوده است.

پروین اعتصامی شاعر به نامی که شعرهای فوق العاده زیبایی حداقل در کتاب های درسی با مضمون پند و نصیحت و رسیدن به تعالی روح از ایشان خوانده ایم اما بدون ذکر نامشان در پایان شعر هیچ نشانه ای از سرودن شعر توسط یک زن نبوده و این نشان دهنده ی این است که حتی زنها هم از زلف یار معشوقه سخن می رانند و چیزی به اسم معشوق مذکر قبیح و غیرقابل پذیرش بود.

شاعر موردعلاقه تان چه کسی است و چه کسی را  شاعرپیشرو می‌دانید؟

این سوال کمی شخصی به نظر می رسد من شعر شاعرهای زیادی را چه در ایران و چه خارج از مرزهای ایران دوست دارم  مثل غاده السمان، نزار قبانی، شیمبورسکا،  آنا آخماتوا و در ایران رسول یونان، گروس عبدالملکیان عباس صفاری، لیلا کرد بچه و..

 اما من معمولا ذهن طرفداری ندارم و این موضوع در تمام جنبه های دیگر زندگیم هم صدق می کند. چه در  مثلا فوتبال چه در فیلم و چه سایر هنرها بازیگر مورد علاقه یا تیم مورد علاقه و یا فیلم مورد علاقه‌ای که تعصب خاصی داشته باشم ندارم به نظرم بت درست کردن شخصیت ها و آدمها آسمان پرواز آدم رو محدود می کند و  با احترام به تمام عزیزانی که نام بردم هیچ کس مطلقا کامل نیست تا بتوان تمام عمر به  تماشای آن منظره نشست.

به نظر شما شعر خوب چه شعری ست؟

از چند منظر می توان به شعر خوب نگاه کرد و خصوصیاتی دارد که نباید آن را نادیده گرفت.

 گاهی شاعر  مثلا می گوید:

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود

گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود

گاهی بساط عیش خودش جور میشود

گاهی دگر تهیه بدستور میشود

 این شعر که منسوب شده به قیصر امین پور و جعلی ست، بسیار در فضای مجازی دست به دست شده و  خیلی از ما بدون توجه به جعلی بودن یا مستند بودن این موضوع شعر را پذیرفتیم چرا که در زندگی مان به واقع تجربه کردیم که گاهی بدون هیچ زحمتی چیزی را به دست آوردیم و گاهی زمین و زمان را بهم دوختیم اما نشد که نشد. یعنی شعر آمده و آن بخش تجربه ی زیستی ما و هیجانات عاطفی ما را مورد هدف قرار داده و ما بدون توجه به اصول دیگر شعری آن را دست به دست چرخاندیم و به نام شاعر معتبری هم قابل پذیرش تر بود اما چقدر این نوشته ی موزون به واقع شعر است؟  یک کلام ساده که مخیل نیست و تصویرسازی خاصی ندارد اندیشه ی خاصی پشت آن نیست اما حرف دل خیلی از ماست.

 یا شعرهای جعلی زیاد دیگری که به دیگران نسبت داده اند... اما شعر خوب در جای دیگری دارد اتفاق می افتد شعر خوب باید بتواند علاوه بر ویژگیهای عامه پسند آن که نمی شود آن را نادیده گرفت، بتواند از قابلیت های زبانی تصویرسازی نو، حس همذات پنداری و آشنایی زدایی با استفاده از صناعات ادبی  و ...برخوردار باشد تا به عنوان یک  شعر خوب مورد پذیرش قرار بگیرد و صرف لذت بردن آنی از یک شعر نمی‌توان به عنوان شعر خوب و استخوان دار از آن نام برد.

تجربه ی زیست شما چقدر در شعرهاتون تاثیر گذاشته ؟

مطمعنا تجربه ی زیست هر شاعری بی شک روی شعرهایش تاثیر می گذارد. تصور کنید کسی که در منطقه مرزی ست و سالها شاهد جنگ های مرزی و یا جنگ های قبیله ای می شود بیشتر شعرهایش تم جنگ را به خودش می گیرد و بیشتر از کلماتی استفاده می کند که با فضای شعریش تناسب داشته باشد ولی کسی که زندگی اش را در شمال کشور گذرانده بخاطر طبیعت سبز و چشم انداز زیبا و دریا و عناصر طبیعی مطمعنا این عناصر  در شعرهایش نمود بیشتری پیدا می کند

 شعر من هم بی تاثیر از فضای زندگی ام نبوده و تجربه های بومی و زندگی در کوهستان و دشت که بخش زیادی از زندگی ام را در دوران نوجوانی پر کرده بود امروزه در شعرهام بازتاب پیدا کرده است

فکر می کنید چقدر شعرهاتون به عینیت نزدیک تره و می تونید چند مثال از شعرهاتون بیارید؟

جهان امروز جهان عینیت و قابل لمس هست. دیگر دوران شعرهای انتراعی و ذهنی که گویی شاعر ابیات به او الهام می شده و مخصوصا بیت اول را الهام خدایان می دانستند گذشته است امروزه شاعر سعی در بکارگیری کلماتی ست که روزانه با آن سروکار دارد. مثل همین خیابان و تمامی مسائلی که در آن میگذرد. از پیراهنی که می پوشد و سبد خرید روزانه و آشپزخانه تا بانک و هزاران مسائلی که روزانه با آنها سروکار دارد. بنده هم سعی می کنم که از جهان پیرامونم غافل نباشم و در شعرهایم از آنها استفاده کنم.

این روزها آنقدر تنهایم

که دست تکان می دهم

برای قطاری که باری است

وذغال سنگ ها را جابجا می کند

کتاب : روزهای روی میز

یا

بی تاب توام

گلدان ها را چند بار آب داده ام

پله ها را چند بار دستمال کشیده ام

وهی کفش ها را جفت می کنم

نمی دانم شعری که برایت نوشتم را

نوشته بودم؟!

شبیه راهروی زندانی شده ام

که هر چه تندتر قدم برداری

زودتر به دیوار میرسی!

از همان کتاب

و یا

تو نیستی

و فرقی هم نمی کند

این سکه ی ده شاهی

به باجه ی تلفن بکوبد

یا به کوبه ی در

هیچ صدایی تو را بر نمی گرداند!

از کتاب پرندگان سربه هوا

که عبارات و تصاویر در جهت عینیت گرایی و نشان دادن فضای قابل لمس برای مخاطب است.

انتهای پیام/

برچسب ها: اخبار روز

این خبر را به اشتراک بگذارید:

ارسال نظرات
از اینکه دیدگاه خود را بدون استفاده از الفاظ زشت و زننده ارسال می‌کنید سپاسگزاریم.
نام:
ایمیل:
نظر:
انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی: ۳
غیر قابل انتشار: ۰
مهران
Iran (Islamic Republic of)
۲۰:۲۹ - ۱۴۰۰/۰۴/۲۴
درودها
موفق باشید
مريم ايماني
Iran (Islamic Republic of)
۲۰:۳۳ - ۱۴۰۰/۰۴/۲۴
به نظر بنده يكي از بهترين شاعر هاي معاصر هم سركار خانم شهره عابد هستن،كه بي اغراق هر شنونده اي اشعارشون رو بارها و بارها مرور ميكنن
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۴/۲۴
نظر بانو گرامی خوب است یک اما دارد ما نمی نوانم بی گذشتگان شعری خود در هوای شعر نفس بکشبم....جناب ابو ترابی ...شعر نمی شود که نمی شود ....یک درس است باید آموخت شاعر جان از زبان مردم سرودن عالی است جالب است که بدانیم یک امر انتزاعی خواهان عام می شود وعامی که اکثریت است هوادار آن زبان می شود ....
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۴۷ - ۱۴۰۰/۰۴/۲۴
عالی
کوروش مهرگان
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۵۸ - ۱۴۰۰/۰۴/۲۴
بسیار درود