بیا قراری برای سکوت بگذاریم از ساغر شفیعی به چاپ رسید | یکتاپرس
اختصاصی یکتاپرس/
شفیعی: متاسفانه ناخنک زدن به شعر دیگران رواج پیدا کرده است و در این راستا امیدوارم از طرف مسئولین امر تذکری، تنبیهی برای چنین اشخاصی در نظر گرفته شود.
کد خبر: ۶۷۸۱۴
۱۶:۴۴ - ۱۲ دی ۱۴۰۰

بیا قراری برای

به گزارش خبرنگار فرهنگی یکتاپرس؛ مجموعه شعر جدید ساغر شفیعی شاعر نام آشنای معاصر به نام بیا قراری برای سکوت بگذاریم توسط نشر ایهام به چاپ رسید.

شفیعی به خبرنگار یکتاپرس گفت: من امسال شعرهای سپید کوتاهم را که از حدود سال 84 تا 99 نوشته ام، در سه بخش به دست سه ناشر خوب نشر ایهام، نشر سیب سرخ و نشر مروارید سپردم.

ابتدا می خواستم همه در یک مجموعه در کنار هم باشند اما ناشران با حجم بالای کتاب شعر موافق نیستند. شاید به خاطر بالارفتن قیمت کتاب باشد و ناامیدی از فروش آن.

به هرحال این شعرهای کوتاه را به سه مجموعهٔ حدوداً 80 صفحه ای تقسیم کردم. حالا برای من این سه کتاب کوچک، انگار دخترکان سه قلویی هستند که دارند یکی یکی متولد می شوند.
دو تای آن ها با نام لا به لای پریشانی باد" و "بیا قراری برای سکوت بگذاریم همین چندروز اخیر به دستم رسیدند و سومی با نام" برقص برایم فرفرهٔ کوچک" هنوز در دست نشر مروارید است.
امیدوارم شما هم مثل من دوستشان داشته باشید.

شفیعی گفت در اینجا لازم می دانم به موضوعی که به حال و هوای ادبی کشور آسیب می رساند اشاره کنم . وی ادامه داد: چند روز پیش به طور اتفاقی دیدم یکی از شعرهای من از  کتاب وقتی باران پیانو می زند که در سال 1381 به چاپ رساندم  به نام شخص دیگری چاپ شده. من نمی دانم این رفتارهای زشت برای چیست؟ یعنی آنقدر مهم است که آدم عنوان تقلبی را به دنبال اسمش بکشد؟ متاسفانه این روزها ناخنک زدن به شعر دیگران رواج پیدا کرده است و در این راستا امیدوارم از طرف مسئولین امر تذکری، تنبیهی برای چنین اشخاصی در نظر گرفته شود.

در اینجا چند شعر از ساغر شفیعی را با هم می خوانیم: 

 مثل پیاله ای خالی
با نگاه تو پر می شوم
اما
میان گپ زدن عاشقانهٔ چشم هایمان
کمی پلک هایت را برهم بگذار
مبادا سر بروم

--2--

می شود آن دو پنجره را واکنی یا نه؟
و بیایی
با دو پیاله اردیبهشت؟
چشمان من سفره انداخته اند
زودتر بیا
پیش از آن که نگاهم
بیات شود

--3--

حالا که رسیده ام
دستت به پیشوازم نیامده است
روزی اگر از چشمِ دار افتادم
تو بردار

--4--

سیبِ فراموش شده
روی میز آشپزخانه می پلاسد
با سالکی بر گونهٔ راستش

دوباره به ساعت نگاه می کنم:
دیر کرده، دیر

دارم در آشپزخانه فراموش می شوم
و گونهٔ راستم
برای بوسه ای
لک زده است

***

انتهای پیام/

این خبر را به اشتراک بگذارید:

ارسال نظرات
از اینکه دیدگاه خود را بدون استفاده از الفاظ زشت و زننده ارسال می‌کنید سپاسگزاریم.
نام:
ایمیل:
نظر:
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
فرنگیس حقیقی
Netherlands
۱۶:۵۴ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۲
ساغر عزیز ما، بانوی شعر و ترانه
مهران
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۲۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۲
درود استاد
زهرا چمن مطلق
Iran (Islamic Republic of)
۲۰:۲۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۷
درود ها برشما بانو و استاد ابوترابی بزرگوار