انقراض یا مرگ زبان ها | یکتاپرس
بخش اول پژوهش / اختصاصی یکتاپرس
کلود هاژ، زبان شناس فرانسوی به نوبه خود تخمین می زند که یک زبان «هر دو هفته یک بار»، یعنی سالی 25 زبان منقرض ( مرگ ) و یا به خفتگی می رسند.
کد خبر: ۶۹۰۱۲
۱۲:۱۷ - ۲۲ دی ۱۴۰۰

انقراض یا مرگ زبان ها

    پژوهش در زبان مادری _ قسمت اول

    تالیف; سعیدجهانپولاد

     1398 ویرایش 1400      

"کتاب اطلس زبان‌های در معرض خطر جهان " که به سردبیری کریستوفر موزلی و به قلم تعدادی از کارشناسان زبانشناسی در مناطق مختلف جغرافیایی جهان نوشته شده و توسط «سازمان یونسکو» منتشر گردیده، مطالبی را در خصوص زبان های درمعرض خطر یا انقراض در جهان به رشته تحریر درآورده است.

یونسکو برای نخستین بار در سال 1996 اطلس زبان‌های در معرض خطر را منتشر نمود و بدین وسیله در رابطه با انقراض زبان ها در جهان هشدار داد. این هشدار، اکنون توسط تصمیم گیران، سیاست گذاران و همچنین جوامع زبانی و دانشمندان، رسانه‌ها و جامعه مدنی در سرتاسر جهان جدی گرفته شده‌است. زبان در معرض خطر یا در حال انقراض، زبانی است که توسط نسل‌های قبلی به نسل جدید منتقل نمی‌شود. اینگونه زبان‌ها حتی در بین افرادی که به آن زبان صحبت می‌کنند فاقد هرگونه اعتبار بوده و در بسیاری از موارد به صورت مکتوب نیستند و فقط جنبه شفاهی دارند.

انقراض یا مرگ زبان ها پدیده تازه ی نیست. تقریبا دیرینه شناسان زبان، قدمت  این پدیده را به  بیش از 5000 سال می دانند، زبان شناسان تخمین می زنند که حداقل 30000 زبان  تولد یافته و منقرض شده اند، بدون هیچ رد و اثری در گذار زمان، باید بپذیریم که میزان انقراض، مرگ و میر زبان‌ها به‌ ویژه از زمان کشورگشایی و فتوحات استعمارگران اروپایی بسیار افزایش یافته است. در طول سه قرن گذشته، در حالی که اروپا ده زبان بسیار مهم را از دست داد، به طور مثال استرالیا و برزیل چند صد زبان خود را از دست دادند. در آفریقا، بیش از دویست زبان در حال حاضر کمتر از پانصد گویشور دارند، بدون در نظر گرفتن انحلال ( ذوب شدن ) و یا خفتگی زبان‌های در حال انقراض، بسیاری از زبان‌های آمریکایی هندی و چندین قوم و قبیله کوچکتر که تحت نفوذ اتحاد جماهیر شوروی سابق یا در چین زندگی می‌کردند (اینگوش، کالموتس، مکتینس، نوس، آچانگ و غیره) در خطر انقراض و خفتگی زبانی و یا به مرگ زبانی رسیده اند.

کلود هاژ، زبان شناس فرانسوی به نوبه خود تخمین می زند که یک زبان «هر دو هفته یک بار»، یعنی سالی 25 زبان منقرض ( مرگ ) و یا به خفتگی می رسند  به عبارت دیگر، با این سرعت، اگر کاری انجام نشود، جهان در قرن‌های متأخر و بعدی، نیمی از میراث زبانی خود را از دست خواهد داد و بدون شک بیشتر به دلیل شتاب ناشی از وسایل  و رسانه های نوین ارتباطی و تراریخته گی زبانی غریب الوقوع آنها، در صدسال آینده، این انقراض و مرگ با سرعتی سرسام آور، میراث زبانی، فرهنگی و باستانی زبانها را تهدید جدی خواهد کرد، این پدیده به ویژه بر زبان‌های اندونزیایی (بیش از نیمی از ششصد 600 زبان در حال نابودی)، گینه نو (بیش از نیمی از 860 زبان پاپوآ گینه نو در خطر انقراض) و آفریقایی تأثیر می‌گذارد، اما همچنین مربوط به بسیاری از زبان های دیگر است که به واسطه انگلیسی-آمریکایی یا سایر زبان های ارتباطی بزرگ در معرض تهدید جدی  قرار دارند.

به عنوان مثال، در هند وآفریقا، تعداد زیادی از زبان‌هایی که هنوز دربرابر استعمار مقاومت کرده‌اند، امروزه هستند. هوئی توسط زبان‌های بزرگ هندی (به‌ویژه هندی در هند و اردو در پاکستان) یا برخی از زبان‌های آفریقایی مانند سواحیلی (در شرق آفریقا)، فولانی (در آفریقای مرکزی)، هاوسا (در نیجریه و کامرون) تهدید می‌شوند) یا ولوف (در سنگال) این زبان‌ها برای «زبان‌های کوچک» به‌اندازه انگلیسی یا فرانسوی «خطرناک» هستند، زیرا «زبان‌های خارجی» محسوب نمی‌شوند و اعتبار زبان‌های بزرگ آفریقایی را دارند.

سرعت انقراض زبان ها، که قبلاً در طول دوره های استعماری از اواخر قرن شانزده، هفده، هجده میلادی و امروزه باامپریالیسم زبانی و به تعبیر بنده ( سعیدجهانپولاد) اینترنال کلونیالیزمی ( استعمار خانگی زبانی ) تسریع شده بود، اصطلاح استعمارخانگی زبان ، همان استعمار درون مرزی است  که شامل تمامی عوامل موثر در جدا کردن، تقسیم بندی ایالتی، تضعیف و انحلال زبان‌های اقلیت، زبان مادری و گویشوران آنهاست که معمولا با پروسه استعماری  و کلونیالیزمی  همسویی دارد، به لحاظ انزواطلبی، به حاشیه راندن  و بی تفاوتی، بی اعتبار کردن آین زبان ها از طریق جداسازی و اعمال قوانین منع و عدم رشد، بالندگی زبان‌های اقلیت  که  در طول آرواره صورت بسیار نامحسوس و طبیعی  به انقراض یا خفتگی و مرگ زبان ها می انجامد، از سویی طبق پژوهش های جهانی، برخی از کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که در این قرن پنجاه  تا نود درصد از زبان‌هایی که امروزه با Hنان گفتگو می شود از بین خواهند رفت، یعنی 3000 تا 4000 زبان. در اروپا، از 123 زبان شناسایی شده - کم خطرترین قاره - 9 زبان "در حال مرگ"، 26 زبان  "نزدیک به انقراض" و 38 زبان در خطر خفتگی و مرگ تدریجی قرار دارد.

طبق تحقیقات یونسکو (که در سال 1997 شروع شد و گزارش آن در سال 2002 منتشر شد) کمتر از 5500 زبان از 6000 زبان در یک قرن ناپدید می شوند و به زبان های مرده مانند لاتین و یونانی باستان تبدیل خواهند شد. این بدان معنی است که نود درصد از زبان های امروزی در این قرن منحل و به خفتگی خواهند رسید، یونسکو تخمین می زند" کشتار زبانی"  ( نسل کشی زبانی ) بدترین  حالتش اینست که ما حتی ممکن است متوجه آن نشویم، زیرا ناپدید شدن یک زبان هرگز یک اتفاق بسیار دیدنی و مشهود نیست.

با این حال، ما می توانیم از یک "فاجعه زبانی " واقعی صحبت کنیم که در بی تفاوتی عمومی رخ خواهد داد. بدیهی است که افرادی هستند که معتقدند ناپدید شدن زبان ها یک اتفاق عادی است که نباید نگران آن بود. به عنوان مثال، جان جی میلر، مقاله نویس آمریکایی Nationa Revier نمی داند که مثلاً 800 زبان پاپوآ  گینه نو چگونه می توانند «الگویی مناسب » باشند که دیگران با آن به مطابقت و تناسب برسند، او نمی‌داند که چرا ما باید نگران باشیم، زیرا این اجتماعات بشری چیزی برای دادن و بخشیدن به دیگران ندارند، جز چند زیورآلات دست‌ساز که لزوما نمی تواند فرهنگ باستانی آنان را پویا و زنده نگه دارد، مرگ زبان ها نتیجه اجتناب ناپذیر برتری زبان های قوی " امپریالیسم زبانی و استعمار خانگی زبان در درون مرزها در عرصه و حوزه زبانی است. به طور کلی می توان گفت که زبان به محض اینکه دیگر در حالت گسترش نباشد، به محض اینکه کارکردهای ارتباطی خود را در زندگی اجتماعی از دست بدهد یا حذف ، استحاله و مورد استعمار درونی قرار بگیرد، پویایی و بقای خود را مورد تهدید و هجوم ( خوره زبانی )  قرار خواهد داد، برای نیازهای معمول زندگی، به محض اینکه دیگر از نظر اقتصادی سودآور نباشد، یا به محض اینکه دیگر سخنگویان، گویشوران، نویسندگان کافی برای اطمینان از انتشار، تثبیت و مکتوب کردن آن وجود نداشته باشد. در معرض انقراض یا مرگ زبانی قرار خواهد گرفت، تخمین زده می شود که یک زبان تنها زمانی می تواند زنده بماند که حداقل صد هزار گویش ور داشته باشد. با این حال، از حدود 7100 زبان فعلی، نیمی از آنها کمتر از 10000 گویش ور دارند...علل ناپدید شدن زبانها همچنان چندگانه و پیچیده است، اما از نظر عوامل گسترش، کم و بیش محدود به عوامل نظامی، جمعیتی، جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. این عوامل اغلب با یکدیگر همپوشانی دارند، بدون اینکه همیشه به راحتی بتوان تشخیص داد که کدام یک از آنها نقش برتر و غالب و مخرب تری را در این پدیده به صورت فعال ایفا می کند، در ایران و زبان فارسی آنچه طبق آمار سازمانی یونسکو ارائه شده و چندان دقیق به نظر نمی رسد،  تعداد زبان‌های زنده ایران  76 زبان است. در بین این 76 زبان چیزی حدود نیمی از این زبان‌ها با درجه‌های مختلف در خطر هستند و به نظر می رسد در اطلسی که تمام منابع زبانی فارسی در یونسکو جزو منابع رسمی هست باید بیشتر و دقیق تر به زبان ها و گویشوران در تنوعات اقلیمی و زبان مادری در گستره تاریخی و جغرافیایی زبان فارسی توجه شود در این منابع آمار دقیقی وجود ندارد، مثلا  زبانهای تالشی در گیلان، تاتی در قزوین، سنایا در تهران، نطنزی، نائینی و خوانساری و گزی در اصفهان، هورامی در كردستان، سیوندی و كُرُشی در فارس، لارستانی در هرمزگان، سوی درسیستان‌وبلوچستان، گویش بهدینان یا گبری در یزد، وَفسی در مركزی، مندایی در خوزستان، خلجی در مركزی و آشتیانی و .. در مركزی از جمله زبان‌ها و گویش‌های ایرانیِ در معرض نابودی، انقراض و خفتگی کامل قرار گرفته اند باید در نظر گرفت که قانون اساسی ایران در اصل پانزدهم خود تصریح و تاکید دارد که زبان و خط رسمی کشور فارسی است و کتاب‌های درسی باید به این زبان باشد ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏ های گروهی و تدریس ادبیات آن ها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد و بلامانع است، اما خود همین قانون، تبعات جبران ناپذیری ایجاد نموده که در بخش بررسی  عوامل به  آن می پردازیم. 

انتهای پیام/

این خبر را به اشتراک بگذارید:

ارسال نظرات
از اینکه دیدگاه خود را بدون استفاده از الفاظ زشت و زننده ارسال می‌کنید سپاسگزاریم.
نام:
ایمیل:
نظر:
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۲:۱۴ - ۱۴۰۰/۱۰/۲۴
عالی بسیار عالی استاد جهانپولاد
شهلا اسدی تهرانی
United States of America
۰۸:۱۸ - ۱۴۰۰/۱۰/۲۵
خیلی در خور توجه بود
ساسان دوست الهی
Iran (Islamic Republic of)
۱۹:۰۳ - ۱۴۰۰/۱۰/۲۵
با درود و سپاسگزاری از چاپ این نوشته در وبگاهتون ، میخواستم بگم این امر یکی از راهبردهای فرهنگستان زبان باید باشد ، چون تنها نهادیست که میتواند استادانه و بر بنیانهای درست زبان شناسانه درین امر سیاست ورزی کند .